برگردانیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ گَ دِ) (ص مف.)<BR>۱- برگشت داده، رد کرده.<BR>۲- واپس برده.<BR>۳- پشت و رو کرده، واژگون شده.<BR>۴- ترجمه شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ گَ دِ) (ص مف.) ۱- برگشت داده، رد کرده. ۲- واپس برده. ۳- پشت و رو کرده، واژگون شده. ۴- ترجمه شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برگردانیده . [ ب َ گ َ دَ / دِ ](ن مف مرکب ) برگشت داده . ردکرده . پس آورده . (فرهنگ فارسی معین ). متکرَّر. (از منتهی الارب ): مَسحور؛ برگردانیده شده از حق . عَکم ؛ برگردانیده شدن از زیارت کسی . (از منتهی الارب ). ◄ واپس برده . بازپس برده . ◄ پشت و رو کرده . واژگون شده . (فرهنگ فارسی معین ). مقلوب . منقلب . و رجوع به برگردانیدن شود.