فرهنگ لغت

برچخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برچخ . [ ب َ چ َ ] (اِ) برچق . (آنندراج ). ژوپین . زوبین . نیزه ٔ کوچکی که هندوها در دست گیرند. (ناظم الاطباء). برچه . نیزه ٔ کوچک که اغلب مردم هندوستان دارند. (آنندراج ) (انجمن آرا). ژوبین است و آن نیزه ای است نه دراز و نه کوتاه . (برهان ) : از خنجر دو رویه سه کشور گرفتنش وز برچخ سه پایه دو سلطان شکستنش . خاقانی (آنندراج ).

معنی برچخ | فرهنگ لغت