برونجرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برونجرد. [ب َرْ وَ ج ِ ] (اِخ ) قریه ٔ بزرگیست در مرو در طرف بیابان و ریگزار که فعلاً خراب است . (از مراصد) (از الانساب سمعانی ) (از مرآت البلدان ج ١ ص ١٩٩). برونگرد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برونجرد. [ب َرْ وَ ج ِ ] (اِخ ) قریه ٔ بزرگیست در مرو در طرف بیابان و ریگزار که فعلاً خراب است . (از مراصد) (از الانساب سمعانی ) (از مرآت البلدان ج ١ ص ١٩٩). برونگرد.