بروجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بروجی . [ ب َرْ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به بَروَج، که شهری است در هند. رجوع به بروج شود.
بروجی . [ ب َرْ وَ ] (اِخ ) صبغةاﷲبن روح اﷲبن جمال اﷲ بروجی حسینی نقشبندی . فقیه و صوفی که اصل او از اصفهان بود. در شهر بروج هند متولد شد سپس ساکن مدینه گشت و بسال ١٠١٥ هَ . ق . درگذشت . او راست : اًراءةالدقائق، که حاشیه ایست بر تفسیر بیضاوی، و باب الواحدة. (از الاعلام زرکلی ج ٣ ص ٢٨٧ از خلاصةالاثر و هدیة العارفین ).