بروجردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بروجردی . [ ب ُ ج ِ ] (ص نسبی ) منسوب به بروجرد که شهری است از بلاد جبل . (از الانساب سمعانی ). رجوع به بروجرد شود. ◄ آنچه منسوب و مربوط به بروجرد باشد چون چیت و برنج و غیره . ◄ قسمی قفل پیچ . (یادداشت دهخدا).
بروجردی . [ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) (آیةاﷲ...) حاج آقا حسین طباطبائی، فرزند سیدعلی طباطبائی، از سلسله ٔ طباطبائیان بروجرد. مرجع تقلید شیعیان . وی در سال ١٢٩٢ هَ . ق . در بروجرد متولد شد و پس از فراگرفتن مقدمات در بروجرد به اصفهان رفت و فقه رانزد حاج سیدمحمدباقر درچه ای و فلسفه را نزد میرزا جهانگیرخان خواند. آنگاه به نجف اشرف رفت و در محضر آخوند ملا کاظم خراسانی هشت سال تلمذ کرد. سپس به بروجرد بازگشت و مقیم شد. در سال ١٣٢٤ هَ . ش . به تهران آمد و عازم مشهد گردید. پس از بازگشت از مشهد مقیم قم و مرجع تقلید شیعیان گردید. و بسال ١٣٤٠ هَ . ش . در این شهر درگذشت . از تألیفات وی جز رسایل عملیه (که مکرر طبع شده ) رساله ٔ منجزات مریض، تعلیقات بر اسفار (بصورت حاشیه بر نسخه ٔ شخصی ایشان )، طبقات رجال، رساله ای در منطق و جزوه هایی در فقه را باید نام برد که هیچ یک تاکنون بطبع نرسیده . (فرهنگ فارسی معین ).