بروبرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بروبرو. [ ب ُ رَ / رُو ب ُ رَ / رُو ] (اِمص مرکب ) کلماتی که پیشاپیش بزرگان گاه عبور از کوی و برزن گفتندی . (یادداشت دهخدا). بردابرد. برد. ◄ رواج کار و رونق بازار. (فرهنگ لغات عامیانه ). ♦ بروبرو داشتن ؛ مرتبت و اقتداری را مالک بودن . (یادداشت دهخدا). جلال و شکوه داشتن . بروبیا داشتن . ۩ مورد توجه بودن . (فرهنگ لغات عامیانه ).