بروانیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بروانیا. [ ب َرْ ] (یونانی، اِ) به لغت یونانی رستنیی باشد که مانند عشقه بر درختها پیچد و میوه ٔ آن شبیه به انگور است، بجهت دباغت کردن چرم بکار آید و آنرا به عربی حالق الشعر خوانند چه از آن ریشه ها آویزان می باشد و باین سبب هزارافشان گویندش . (برهان ). به یونانی فاشرا است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (اختیارات بدیعی ) (مخزن الادویة). کَرم دشتی . کرمةالبیضاء.