برند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برند. [ ب َ رَ ] (اِ) حریر ساده . (از برهان ). پرند. و رجوع به پرند شود.
برند. [ ب َ رَ / ب ِ رَ ] (معرب، اِ) فروغ شمشیر و جوهر آن، معرب پرنگ . (از منتهی الارب ). جوهر و آب شمشیر، و آن لغتی است در «فرند» و گویند معرب است . (از المعرب جوالیقی ). ◄ سیف برند؛ شمشیر که برآن نشان قدیم باشد، و تیغ جوهردار. (منتهی الارب ).
برند. [ ب ُ رَ ] (نف ) مخفف برنده . قطعکننده . (از آنندراج ). بران : ره تنگ عشق است پست و بلند ولی چون دم اره باشد برند. طاهر وحید (از آنندراج ). ◄ مجازاً به معنی گوارا و هاضم . (از آنندراج ).