برعمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برعمة. [ ب َ ع َ م َ ] (ع مص ) شکوفه آوردن درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ مترجم ابن البیطار در شرح کلمه ٔ وجعالکبد برعمة را به کالیس ترجمه کرده است و حق نیز با مترجم است و عبارت ابن البیطار این است : هی بقلة من أدق البقل تحبها الضأن لها زهرة غبراء فی برعمة مدورة و لها ورق صغیر جداً. (یادداشت مؤلف ).
برعمة. [ ب ُ ع ُ م َ ] (ع اِ) رجوع برعم شود.