برسخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برسخته . [ ب َ س َ / س ِ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) سنجیده : از آهو سخن پاک و پردخته گوی ترازو خرد ساز و برسخته گوی . اسدی (گرشاسب نامه ). سخنهای برسخته بر بانگ ساز تو گویی و او گوید از چنگ باز. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برسخته . [ ب َ س َ / س ِ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) سنجیده : از آهو سخن پاک و پردخته گوی ترازو خرد ساز و برسخته گوی . اسدی (گرشاسب نامه ). سخنهای برسخته بر بانگ ساز تو گویی و او گوید از چنگ باز. نظامی .