برخورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برخورد. [ ب َ خوَر / خُرْ ] (مص مرخم ) برخوردن . ملاقات . تصادم . ملاقی شدن . (از غیاث ). ♦ بد برخورد ؛ ترشرو و متکبر و خشن بهنگام دیدار. ♦ برخورد خوبی نکردن ؛ نیک تلقی نکردن و به ترشروئی و سردی دیدار کردن . ♦ خوش برخورد؛ گشاده رو و مؤدب بهنگام ملاقات . ◄ رفتار. معامله . مصاحبت . (یادداشت مؤلف ). ◄ تقاطع. ◄ تصادف . صدفه . (یادداشت مؤلف ). بهم رسیدگی با شدت .