برجستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برجستن . [ ب َ ج َ ت َ ] (مص مرکب ) جهیدن . برجهیدن . جستن . (ناظم الاطباء). ◄ جهیدن ستوران و پرندگان نر بر ماده . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اصطلاح پزشکی ) مبتلا شدن بثورات جلدی مانند آبله و سرخجه . ◄ طپیدن و جنبیدن رگ . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ).