برت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برت . [ ب ُ ] (اِ) شکرطبرزد.(آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شکر سفید. (از اقرب الموارد). ◄ مرد دلیل ماهر. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
برت . [ ] (مزید مؤخرامکنه ) چنانکه در اشنانبرت . (یادداشت بخط مؤلف ).