بجستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بجستان . [ ب َ ج ِ ] (اِخ ) از بخشهای دوگانه ٔ شهرستان گناباد در شمال باختری گناباد. از شمال به بروسکن، شرق به جویمند، غرب به نیگنان بشرویه و جنوب به فردوس . ارتفاعات آن گدارعلی و کوه چنگور و سیاه کوه مجموع آبادیها ٤٧ ده . جمعیت ١٨٦٤ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
بجستان . [ ب َ ج ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش گناباد. طول ١١ر٥٨ درجه و عرض ٣١ر٣٨ درجه در ٥١ هزارگزی شمال باختری گناباد. سکنه ٔ آن ٢٤٩٦ تن . آب از قنات محصول عمده ٔآن غلات، زعفران، ابریشم، میوه خصوصاً انار. آب انبار آن آب ٦ ماه از سال را تأمین میکند. صنایع: قالیچه و چادرشب ابریشمی . مسجد جامع دارد. معدن سنگ آسیای آن معروف است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩). و رجوع به نزهة القلوب ج ٣ و تاریخ سیستان ص ٢٤ و مرآت البلدان ج ١ ص ١٦٣ و از معجم البلدان و تاج العروس شود.