بجز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بجز. [ ب ِ ج ُ ] (ق مرکب ) (از: ب + جز) بغیر. بدون . (آنندراج ). کلمه ٔ استثناء است بمعنی بغیر و مگر. (آنندراج ). غیر از. الا. جز. جز که : نمانی بخوبی مگر ماه را نشائی کسی را بجز شاه را. فردوسی . نداند بجز ذات پروردگار که فردا چه بازی کند روزگار. نظامی . چه چاره کان بنی آدم نداند بجز مردن کز آن بیچاره ماند. نظامی . و رجوع به جز شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
مگر، جدا از