بجالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بجالة. [ ب َ ل َ ] (ع اِ) زن با عظمت و جمال که او را تعظیم کنند. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ♦ بنوبجالة ؛ بطنی است از عرب . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
بجالة. [ ب َ ل َ ] (ع مص ) معظم و مکرم گردیدن . (منتهی الارب ). بجول . (منتهی الارب ). مکرم گردیدن . معظم گردیدن . (از ناظم الاطباء). گرامی شدن . و رجوع به بجول شود.