بانمک (متضاد: بینمک، سرد، وارفته، یخ)/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانباملاحت، گیرا، تودلبرو، ملیح، نمکین نمکدارواژه قبلی: بانمکواژه بعدی: بانمکی