فرهنگ لغت

باقوم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باقوم . (اِخ ) نام نجاری است . مولای سعیدبن عاص که منبر شریف ساخته ٔ اوست . (از تاج العروس ) (منتهی الارب ). صاحب قاموس الاعلام آرد: یکی از صحابه است و آزاد کرده ٔ سعیدبن العاص، در مدینه به نجاری اشتغال داشت .منبر حضرت پیغمبر را وی ساخت . پاره ای از احادیث از وی نقل کرده اند. (از قاموس الاعلام ترکی ج ٢ ص ١٢٠٢).

معنی باقوم | فرهنگ لغت