باش قشلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باش قشلاق . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قرار توره بخش دیوان دره ٔ شهرستان سنندج که در ٣٤ هزارگزی شمال دیواندره و ٤ هزارگزی باختر قالوچه واقع است . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر دارای ١٨٠ تن سکنه که آب آن از رودخانه و چشمه تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و حبوب و لبنیات و توتون، و شغل مردمش زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
باش قشلاق . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان که در ٥١ هزارگزی باختر قیدار و ٣٩ هزارگزی راه کاروان رو عمومی واقع شده است . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر با ٢٤١ تن سکنه که آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و شغل مردمش زراعت و گلیم و جاجیم بافی و راه آن مالرو است . سکنه ٔ آن از ایلات شاهسون افشار هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).