بازدل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازدل . [ دِ ] (ص مرکب ) آنکه دلی بمانند دل باز دارد. باجرأت . شجاع . دلاور. قوی القلب : شهان کلنگ دلانند و شاه بازدل است به جنگ باز نیاید به هیچگونه کلنگ . فرخی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازدل . [ دِ ] (ص مرکب ) آنکه دلی بمانند دل باز دارد. باجرأت . شجاع . دلاور. قوی القلب : شهان کلنگ دلانند و شاه بازدل است به جنگ باز نیاید به هیچگونه کلنگ . فرخی .