بازداشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازداشت . (مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب ) منع. ممانعت تعرض . (ناظم الاطباء). مَنع. حَدَد. سَدّ. رُطام . حُجران . مَنعی . خَبل . (منتهی الارب ). وَزع . کَف ّ.ممانعت . رَدَع . نهی . ◄ حمایت . نگه داشتن . (شعوری ج ١ ص ١٥٢). ◄ (اِ مرکب ) درمیان و فاصله . (ناظم الاطباء). برزخ . فاصله . حائل و بازداشت میان دو چیز. (منتهی الارب ). مِصر. بازداشت میان دو چیز. (دستورالاخوان ). المصر؛ بازداشت میان دو چیز وحد چیزی . (مجمل اللغه ). ◄ قسمت . ◄ مدت . ◄ حبس و گرفتاری . (ناظم الاطباء). توقیف . (واژه های فرهنگستان ایران ). ایباق . سِجن . (منتهی الارب ). ◄ محبس . زندان . (ناظم الاطباء). ◄ محبوس . زندانی . بندی : چندگه بازداشت بودم من در یکی خانه عاجز و مضطر. مسعود سعد.