بازداشت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازداشت کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ممانعت کردن . (ناظم الاطباء). توقیف کردن . حبس کردن . اِجداع . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازداشت کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ممانعت کردن . (ناظم الاطباء). توقیف کردن . حبس کردن . اِجداع . (منتهی الارب ).