بازجستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازجستن . [ ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) تفحص نمودن : همان داده ٔ خویش را بازجست کمربند ایرانیان کرد سست . نظامی (از آنندراج ) (ارمغان آصفی ). ◄ پژوهیدن . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی خطی نخجوانی ). تجسس . (ترجمان القرآن ). جستن . جستجو کردن : هنوز ار بازجوئی در زمینشان چشمه ها یابی از آن خونها کزیشان ریخت آنجا رستم دستان . فرخی . یکی بازجوید نهان را ز پیدا یکی بازداند گران راز ارزان . ناصرخسرو. تا درنگریم و راز جوئیم سررشته ٔ کار بازجوئیم . نظامی . نشان این دل گم کرده بازمی جستم وز ابروان تو بشناختم که آن داری . سعدی (بدایع). و گر خرده ٔ زر ز دندان گاز بیفتد، بشمعش بجویند باز. سعدی (بوستان ). سعدی غرض از حقه ٔ تن آیت حق است صد تعبیه در تست و یکی بازنجستی . سعدی (لطایف ). ◄ تحقیق کردن . وارسی کردن . تفتیش کردن . بازجوئی : کسی کز او هنر و عیب بازخواهی جست بهانه ساز و بگفتارش اندرآر نخست . رشیدی سمرقندی . نبینی ز شاهان که بر تختگاه ز دانندگان بازجویند راه . ابوشکور بلخی . پژوهنده ٔ روزگار نخست گذشته سخنها همه بازجست . فردوسی . ز درگاه خود رازداری بجست که تا این سخن بازجوید درست . فردوسی . سخن سر بسر مهتران را بگوی پژوهش کن و راستی بازجوی . فردوسی . وی [ غازی ] را گناهی نبوده که وی را بترسانیده اندو این کار بازجسته آید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٣٤).دل مشغول نباید داشت که این بر تو [ غازی ] بساختندو ما بازجوئیم [ مسعود ] این کار را و آنچه باید بفرمود بفرمائیم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٣٤). بازجستند از حقیقت کار داد شرحی که گریه آرد بار. نظامی . او را بطلبید و بازجوئید، پس او را طلب کردند. (تاریخ قم ص ٢٥٩). ◄ پیدا کردن . سراغ گرفتن : خواجه بوسعید... مرا در این بیغوله ٔ عطلت بازجست و نزدیک من رنجه شد و آنچه در طلب آن بودم مرا عطا داد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١٠٤). ◄ مطالبه . طلب کردن : همی در بدر خشک نان بازجست مر اورا همان پیشه بود از نخست . ابوشکور. این رسم بماند که اگر کسی را زخم زنند نیارامد تا کینه بازنجوید. (مجمل التواریخ و القصص ص ١٠٢). هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش . مولوی . حال خونین دلان که گوید باز وز فلک خون خم که جوید باز. حافظ. هر چه بدهی بکسی بازمجو دل ز اندیشه ٔ آن پاک بشو. جامی . ◄ توقع داشتن . خواستن : نشاید بازجست از خود خدائی خدائی برتر است از کدخدائی . نظامی .