بارکین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارکین . (اِخ ) در ص ٤٧٨ ج ٢ «شرح احوال و آثار رودکی » نام محلی بصورت بارکین آمده که نشان میدهد نزدیک بست بوده است . مؤلف قریب نیم صفحه از تاریخ سیستان نقل کرده است و این کلمه در دو جا به همان صورت تکرار شده در صورتی که در متن تاریخ سیستان ص ٣٠٩ در هر دو جا بصورت پارگین است . و مؤلف این قسمت را از نسخه ٔ خطی متعلق به مرحوم بهار نقل کرده و چون در نسخه ٔ خطی «پ » را با یک نقطه می نوشتند کلمه را «بارکین » نقل کرده اند. رجوع به تاریخ سیستان ص ٣٠٩ و احوال و اشعار رودکی ج ٢ ص ٤٧٨ و آنندراج و بارگین شود.