بارنجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارنجان . [ رِ ] (اِخ ) قریه ای است و در آن کاروانسرا و چشمه ای است نزدیک سنجار. (از معجم البلدان ).
بارنجان . [ رِ ] (اِخ ) شهری است به بحرین که آن را علأبن الحضرمی بسال ١٣ یا ١٤ هَ . ق . به روزگار خلیفه ٔ دوم عمربن خطاب بگشود. (از معجم البلدان ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ٢ و مراصدالاطلاع شود.