بارجامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ یا مِ) (اِمر.) جوال.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ یا مِ) (اِمر.) جوال.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارجامه . [ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) جوالی را گویند که دهن آن از پهلو باشد و بر بالای چاروا اندازند و هر چیز خواهند در آن کنند. (برهان ) (ناظم الاطباء). جوالی را گویند که دهن آن در پهلو باشد و بر پشت خر افکنند و هر چه خواهند در آن پر کنند. (انجمن آرا) (آنندراج ). صندوق رخت . خورجین . خرجین . (دِمزن ).