بادس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادس . [ دِ ] (اِخ ) نام دو موضع است در مغرب یکی بادس زاب و دیگری بادس فاس بکنار دریا نزدیک فاس است . (از معجم البلدان ). رجوع به الحلل السندسیه جزء ١ ص ٦٣ و ٦٨ و قاموس الاعلام ترکی و مراصد الاطلاع شود.
بادس . [ دِ ] (اِخ ) ابن حیوس . فرزند حیوس صنهاجی، از امرای اندلس بود که بناهای شهر اغرناطه در زمان او آباد و تکمیل شد و این شهر در روزگار انقلاب اندلس ضد اعراب احداث شد. (از الحلل السندسیه ج ١ ص ١٢٩).