باددرمشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باددرمشت . [ دَرْ م ُ ] (ص مرکب ) کنایه از بی ماحصل و تهی دست و مفلس باشد. (برهان ) (غیاث ) (مجموعه ٔ مترادفات ص ٧٤). تهی دست و مفلس و گدا. (ناظم الاطباء: باددرکف ). رجوع به باددرکف شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باددرمشت . [ دَرْ م ُ ] (ص مرکب ) کنایه از بی ماحصل و تهی دست و مفلس باشد. (برهان ) (غیاث ) (مجموعه ٔ مترادفات ص ٧٤). تهی دست و مفلس و گدا. (ناظم الاطباء: باددرکف ). رجوع به باددرکف شود.