بادخوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادخوار. [ خوا / خا ] (ص مرکب ) بادخایه را گویند. (آنندراج ). بادخایه است یعنی فتق .(فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٥٩). رجوع به باد خصیه، بادخایه، بادخایگی، غری، بادخور، فتق و دبه خایگی شود. ◄ (اِ مرکب ) نام طائریست . (آنندراج ). بادخورک . (ناظم الاطباء). رجوع به بادخور و بادخورک شود.