باد شرطه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد شرطه . [ دِ ش ُ طَ / طِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باد شُرط. باد موافق : با طبع مخالف چه کند دل که بسازد شرطه همه وقتی نبود لایق کشتی . سعدی . کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را. حافظ. ◄ باد شمال شرقی . (دِمزن ). رجوع به فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٩٠ ص آ، و باد شرط شود.