باج دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باج دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) پرداخت باج . ◄ در صفحات لاریجان و مازندران، اجاره دادن مرتع بحشم داران . ◄ در تداول طهران و بعض شهرها، رشوه دادن : ما باج نمیدهیم . ما باج بشغال نمیدهیم .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باج دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) پرداخت باج . ◄ در صفحات لاریجان و مازندران، اجاره دادن مرتع بحشم داران . ◄ در تداول طهران و بعض شهرها، رشوه دادن : ما باج نمیدهیم . ما باج بشغال نمیدهیم .