بابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بابی . (ص نسبی ) منسوبست به باب، قریه ای از قرای حلب . رجوع به معجم المطبوعات ج ١ ستون ٥٠٦ ذیل کلمه ٔ «البابی الحلبی » شود.
بابی . (اِخ ) دهی جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل در ١١هزارگزی شمال خاوری گرمی و ٣هزارگزی شوسه ٔ گرمی به بیله سوار. کوهستانی، گرمسیر. سکنه ٔ آن ٢٠٠ تن است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است . شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
بابی . (ص نسبی ) منسوب است به بابه که نام قریه ایست . (سمعانی ). رجوع به بابه شود.