اکتناع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکتناع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فراهم آمدن قوم . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). باهم آمدن و حاضر آمدن . (از المصادرزوزنی ) (از تاج المصادر بیهقی ). ◄ درآمدن و نزدیک رسیدن شب . ◄ میل کردن . ◄ مهربانی نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ درکشیده شدن پیر از پیری . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ سخت گشتن . (از تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).