اکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکار. [ اُ ] (اِ) زارع وکشاورز. (ناظم الاطباء). زارع و زراعت کننده . (هفت قلزم ) (برهان ). کشاورز. (مؤید الفضلاء). ◄ باغبان . (ناظم الاطباء) (هفت قلزم ) (مؤید الفضلاء). باغبان . به هندش کوبری نامند. (شرفنامه ٔ منیری ). باغبان باشد و به عربی همین معنی را دارد. (از برهان ).
اکار. [ اَ ک ْ کا ] (ع ص، اِ) کشاورز و زارع . ج، اَکَرَة. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). برزگر. یعنی مزارع، ای دهقان که زراعت کند. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). برزگر. ج، اکارون . (مهذب الاسماء) کشاورز. زارع . برزگران . حراث . (یادداشت مؤلف ) : این مبلغ بر اکره ٔ خود قسمت نمودند به محاسبه ٔ هر هزار دینار یکدینار و نیم، بعضی اکار ملزم آن می شد. (ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١٦٦).
اکار. [ اِ ] (اِخ ) ژان . شاعر و مؤلف درام نویس فرانسوی عضو آکادمی فرانسه متولد به سال ١٨٤٨ و متوفی به سال ١٩٢١م . (از قاموس الاعلام ترکی ).