اوفد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوفد. [ اَ ف َ ] (ع ص ) بسیاروفد. ♦ امثال : اوفد من مجبرین ؛ گویند مجبرین چهار تن از قریش از اولاد عبدمناف بودند که چون اکثرالوفاده بر ملوک بودند بدین نام موسوم شدند. (مجمع الامثال میدانی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوفد. [ اَ ف َ ] (ع ص ) بسیاروفد. ♦ امثال : اوفد من مجبرین ؛ گویند مجبرین چهار تن از قریش از اولاد عبدمناف بودند که چون اکثرالوفاده بر ملوک بودند بدین نام موسوم شدند. (مجمع الامثال میدانی ).