اوزوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوزوم . [ اُ زُم ْ ] (ترکی، اِ) انگور. (غیاث اللغات ) : وان یکی کز ترک بد گفت ای گزم من نمی خواهم عنب خواهم اوزوم . مولوی . رجوع به اوزم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوزوم . [ اُ زُم ْ ] (ترکی، اِ) انگور. (غیاث اللغات ) : وان یکی کز ترک بد گفت ای گزم من نمی خواهم عنب خواهم اوزوم . مولوی . رجوع به اوزم شود.