اوزار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوزار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ وِزْر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به وزر شود. ◄ ج ِ وزیر. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به وزیر شود.
اوزار. [ اَ ] (اِ) افزار و ابزار وآلت . (ناظم الاطباء). آلات و ادوات کارگران . (غیاث اللغات ). دست افزار پیشه وران . (هفت قلزم ) (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا). ◄ کفش . (هفت قلزم ) (ناظم الاطباء). پاپوش . (ناظم الاطباء). ◄ بادبان کشتی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (هفت قلزم ) (برهان ) (انجمن آرا). ◄ دیگ افزار. توابل . (از ناظم الاطباء). داروی گرم مثل فلفل و دارچینی و زیره و غیره که در دیگ طعام ریزند. (برهان ) (هفت قلزم ).