اورنگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اورنگی . [ اَ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به اورنگ . ◄ (اِ) نام پرده ای است از موسیقی . (آنندراج ) (برهان )(انجمن آرا) (مؤید الفضلا). نام لحن سیم از سی لحن باربد. (آنندراج ) (برهان ) (مؤید الفضلا) : چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز شدی اورنگ چون ناقوسش آواز. نظامی (از انجمن آرا)