اوحدی | منطقالعشاق | در مناجات
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ازین گفتن، خدایا، شرم دارم و زان حضرت به غایت شرمسارم ز فیض خود دلم پر نور گردان زبانم را ز باطل دور گردان ضمیرم را ز معنی بهره ور کن خیال فاسد از طبعم بدر کن مرا توفیق نیکو بندگی ده دلم را زنده دار و زندگی ده ز خود رایی تبه شد کار ما را خداوندا، به خود مگذار ما را گناه هر که در عالم بیامرز و زان پس اوحدی را هم بیامرز