اوحدی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۲۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چمن پر گهر شد ز باران ژاله زمین پر کواکب ز یاقوت لاله ز شبنم فرو هشت نسرین حمایل ز سنبل بر افگند سوسن کلاله به جای میلعل پر کرده گلها ز سیماب رخشنده زرین پیاله صبا را چمن کرده هر بامدادی به گلزار پردامنی زر حواله ز زرورق غنچه بر خوان گلبن همی پیچد از بهر بلبل نواله به هر گوشه بینی خرامان و خرم غزلخوان غزالی به رخ چون غزاله گرم دستگاه گل و لاله بودی به گنجی گران مینبشتم قباله کنونست وقت، اوحدی، گر جوانی چو مرغان عاشق در آیی بناله بهاری چنین باد و شش ساله ماهی صبوحی کن از باده پنج ساله