انوشروان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انوشروان . [ اَ ش َ ] (اِخ ) ابن محمدبن خالدبن محمد القاسانی . وزیر مسترشد باﷲ خلیفه ٔ عباسی مردی دانشمند بود و تاریخی لطیف کرده است بنام صدور زمان الفتور و فتور زمان الصدور. عماد اصفهانی در کتاب نصرةالفترة و عطرةالفطرة که در تاریخ آل سلجوق نوشته از کتاب انوشروان وزیر بسیار روایت آورده است . وی به سال ٥٣٢هَ.ق . درگذشت . مقامات خود را به امر خلیفه از ده به پنجاه رسانید. (ابن خلکان چ تهران ص ٤٥٨).
انوشروان . [ اَ ش ِ ] (اِخ ) انوشیروان عادل کسری : انوشروان در باغ رفت و گرد جماعت درنگرید. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ). رجوع به انوشیروان شود.