فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با دل گفتم گرد بلا می‌پویی بنشین که نه مرد عشق آن مه‌رویی دل گفت ز خواب دیر بیدار شدی خر جست و رسن برد کنون می‌گویی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴۲ | فرهنگ لغت