فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای محنت هجر بر دلم سرنایی وی دولت وصل از درم درنایی از بخت چو هیچ کار برمی‌ناید ای جان ستیزه کار هم برنایی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴۱ | فرهنگ لغت