فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر در همه عمر یک نکویی بکنی صد گونه جفا و زشت‌خویی بکنی گویی که برغم تو چنین خواهم کرد داری سر آنکه هرچه گویی بکنی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳۴ | فرهنگ لغت