انقیاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انقیاس .[ اِ ] (ع مص ) اندازه پذیرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روان شدن بر قیاس و مانند آن شدن . (تاج المصادر بیهقی ). قیاس پذیرفتن چیزی . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انقیاس .[ اِ ] (ع مص ) اندازه پذیرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روان شدن بر قیاس و مانند آن شدن . (تاج المصادر بیهقی ). قیاس پذیرفتن چیزی . (یادداشت مؤلف ).