انشعاب کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
منشعب شدن، جدا شدن، کنارهگیری کردن، ازعضویت استعفا دادن، تغییر عقیده دادن
واژگان فارسی سره واژهدان
جدا شدن، پراکندن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
منشعب شدن، جدا شدن، کنارهگیری کردن، ازعضویت استعفا دادن، تغییر عقیده دادن
واژگان فارسی سره واژهدان
جدا شدن، پراکندن