اندیشمندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندیشمندی . [ اَ م َ ] (حامص مرکب ) حالت اندیشمند. بفکر فرورفتن . تفکر. (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ ترسانی . ترس . اضطراب : و بوزرجمهر اصیل بود و از خانه دان [ خاندان ] ملک و اندیشمندی انوشروان از وی بیشتر از این جهت بودی . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٩٢).