انخشاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انخشاش . [ اِ خ ِ ] (ع مص ) درآمدن در چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). داخل شدن . (از اقرب الموارد). یقال : انخش فی الشی ٔ. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انخشاش . [ اِ خ ِ ] (ع مص ) درآمدن در چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). داخل شدن . (از اقرب الموارد). یقال : انخش فی الشی ٔ. (ناظم الاطباء).