انتظار کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتظار کشیدن . [ اِ ت ِ ک َ/ک ِ دَ ] (مص مرکب ) نگران بودن و پرمور داشتن و چشم براه داشتن . (ناظم الاطباء) : ساقی خوش است در رمضان باده ٔ سحور می در پیاله ریز و مکش انتظار صبح . باقر کاشی (از آنندراج ).