انتساغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتساغ . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) پراکنده گردیدن و دور شدن شتران در چراگاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). انتساع . (از اقرب الموارد). ◄ دست بر سپل پنجم زدن شتر از جهت مگس . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دست بر کرکره زدن شتر از مگس . (از اقرب الموارد). انتشاغ .